۱۳۹۵/۰۶/۱۴

دنیای صادق هدایت ، آینۀ تمام نمای انسان تنهای امروزی (۱)

 در این پست سعی کردم قسمتی از نوشته‌جات و جملات قصار صادق هدایت را گردآوری کنم ، جملاتی که به راستی آینۀ تمام نمای انسان تنهای امروز است . همچنین در پی نوشت این پست نسخۀ دست نویس کتاب بوف کور به دست خط صادق هدایت پیوست گردیده است. 

۱-  ما همه‌مان تنهاییم ، نباید گول خورد ، زندگی یک زندان است – ولی بعضی‌ها به دیوار زندان صورت می‌کِشند و با آن خودشان را سرگرم می‌کنند، بعضی‌ها می‌خواهند فرار کنند ، دستشان را بیهوده زخم می‌کنند و بعضی‌ها هم ماتم می‌گیرند ولی اصل کار این است که باید خودمان را گول بزنیم ، ولی وقت‌های می‌آید که آدم از گول زدن خودش هم خسته می‌شود... به نظرم امروز زبان در اختیارم نیست – چون سال‌هاست که به جز با خودم با کسی دیگر حرف نزده‌ ام.
« گُجَسته دژ »

۲ -  آیا ممکن است دو نفر وَلو دو دقیقه هم که باشد، صاف و پوست کنده همۀ احساسات و افکار خودشان را به هم بگویند ؟
-          گمان می‌کنم از پشت صورتک بهتر بشود راست گفت!
« صورتک‌ها »

۳ -  اجتماع یک لانۀ افعیست ، هر کجا دست بگذاری ، می‌گذرند.
« حاجی آقا »

۴ – کسانی هستند که از بیست سالگی شروع به جان‌کندن می‌کنند در صورتی که بسیاری از مردم در هنگام مرگشان خیلی آرام و آهسته مثل پیه‌سوزی که روغنش تمام بشود خاموش می‌شوند.
« بوف کور »

۵ – حاجی معتقد بود که زندگی یعنی : تقلب ، دروغ ، تزویر ، پشت هم اندازی و کلاهبرداری – زیرا جامعۀ او روی این اصول درست شده بودو هرکس بهتر می‌توانست کلاه بگذارد و سَمبَل‌کاری بکند بهتر گلیم خود را از آب بیرون می‌کشد. وجود خودش را مثل وجود دیگران گناهکار تصور می‌کرد و برای تبرئه خود از هیچ دسیسه و سالوس و حقه بازی روبرگردان نبود. می‌اندیشید که زبان یک تکه گوشت است که می‌شود به هر سو گردانید و از این رو کار چاق‌کنی، پشت هم اندازی ،  جاسوسی، چاپلوسی و عوام فریبی جز غریزۀ او شده بود. زمانه این را می‌پسندید و او هم از مردمان برجستۀ زمان خود بود و نمی‌خواست و در این بازار کلاهبرداریِ دنیا کلاه سرش رفته باشد.
«حاجی آقا »

۶ – بس است ما را هوای بوستان ،
شبدر به گلستان
گوسبندستان ،
نامردستان ،
گندستان ،
الدنگستان !

« ولنگاری »
 

۷ – روی هم رفته در سرزمین قی‌آلود وحشتناکی افتاده‌ایم که با هیچ میزان و مقیاسی پدرسوختگی و مادر قحبگیش را نمی‌شود سنجید. غیر از تسلیم و توکل و تفویض کار دیگری از ما ساخته نیست.

« از میان نامه‌ها به نورائی »

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر