کتابی که در آن ادوارد
هلت کار به بررسی زندگینامه رماننویس نابغۀ روسی فیودور داستایووسکی میپردازد
که الحق با ترجمه و نثر روان وشیوای خشایار دیهیمی لذت خواندن آن دو چندان میشود.
زندگی ناولیستی که آنچنان پرفراز و نشیب است که ادوارد هلت کار در این کتاب به
صورتی منصفانه با بیان کردن خط مشی واضح به چگونگی و چرایی آن میپردازد . نقد
آثار داستایووسکی در این اثر با تفصیلی ممتاز به همراه استدلالاتی زیبا و متقن
همراه هست که گوشههای مبهم و مهم آن توسط هلت کار به تصویر کشیده شده است.
زندگی داستایووسکی
سرشار از جدا شدن از قیود و رانده شدگی از
زندگی است. پر است از جهانی که به شکلی در جریان بوده و حالا خوب یا بد چهره باخته
و تغییر کرده است. خط مشی و فکر والای او در رمان معروف و جاودانهاش به نام "برادران
کارامازوف" کاملاً نمایان میشود، اندیشهای که به گفته "هورست یورکن گریک " متخصص
تاریخ ادبیات : "ادبیات کلاسیک روسیه بسیار تحسین برانگیز است و حد اعلای
مجذوبیت و مفتون بودن آن در برادران کارامازوف هویدا میگردد".جهانی که پر از
شیاطین و خویهای پر از شرارت است و غریب بودن عنصر آدمیت و واقعیتها و ماهیتهای
متناقض نمای موجودی به نام انسان به خوبی توسط داستایووسکی در این رمان متجسم شده است.
آن کسی که چنین دنیایی
با هیولاهایش را نگاشته است به قول نیچه باید به هوش باشد که مبادا
خود هیولا شود. ادوارد هلت کار در این کتاب خط فکر داستایووسکی را چنین بیان کرده
: داستایووسکی مبذول میکند من فرزند این زمانهام ،من تا کنون چنین بوده ام،و می دانم،که تا به آخر نیز
چنین خواهم بود.این عطش به ایمان چه رنجهایی را که برای من به بار نیاورده و می
آورد،هر چه حجت من علیه آن بیشتر می شود،در روح من قدرت بیشتری پیدا میشود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر